بزرگترین طراحان معما در تاریخ سینما

حس کنجکاوی دقیقا همون محرک اولیه ی همه کشف ها و پیشرفت های دانش بشریه، همون چیزی که در طول تاریخ باعث شده تا آدما در مواجهه با معماها، رمزها و رازها تمایل شدیدی به حل کردن یا پیدا کردن جوابشون داشته باشن.

با توجه به این که اطلاعات دقیقی در مورد تاریخچه معما وجود نداره، بنابراین نمیشه فهمید که اولین طراحان معماها کیا بودن. البته این موضوع خیلی چیز مهمی هم نیست، چون قطعا آدمایی که به طراحی معما علاقه دارن، همیشه سعی کردن این استعدادشون رو، مثلا با نوشتن کتاب های معمایی، ساختن فیلم های راز آلود و حتی طراحی بازیهای معمایی به نوعی به همه نشون بدن. نقطه ی مشترک همه کتابها، فیلم ها و بازیهای معمایی؛ بهره گیری طراحاشون از حس کنجکاوی ذاتی و غریزیه که تو وجود همه ی آدمها پیدا میشه؛ همون حسی که تا نفهمن تهش چی شده، ماجرا رو رها نمی کنن. 

به همین خاطر کارگردانای فیلم های معمایی و راز آلود هم همیشه تلاش می کنن تا با تحریک کردن حس کنجکاوی، بیننده رو تا پایان فیلم همراه خودشون بکشونن، اونا به خوبی می دونن که حسی زجر آورتر و آزار دهنده تر از این نیست که ندونیم چه اتفاقی قراره بیفته، به همین خاطر تو هر بخش از فیلم با استفاده از یه تکنیک سینمایی، دوباره هیجان رو به فضای بازی برمی گردونن و تماشاچی رو مجبور می کنن تو لحظه لحظه فیلم همراهیشون کنه. 

در اینجا به چند نمونه از بهترین کارگردانان فیلم های درام معمایی و ترسناک که کارشان بازی با ذهن بیننده هاست؛ آشنا می شیم:

 

آلفرد هیچکاک

 

آلفرد هیچکاک

 

فیلم های آلفرد هیچکاک به نوعی بهشت عاشقان ژانر معمایی وجنائیه که هر کدوم از فیلم هاش به نوعی یه شاهکار در دنیای سینما به شمار میاد. این کارگردان بریتانیایی که فعالیت عمدش در ایالت متحده امریکا بود، فیلم های بی نظیری تو ژانر معمایی و دلهره آور ساخته که ارزش چندین بار دیدن رو داره چون با هر بار دیدنش، به نکته ای جدید و پنهان شده تو فیلم پی می بریم که نشون میده این کارگردان توانمند اونقدر تو کارش استاده که حتی اگه کسی هم بخواد از بخش جنایی و معماسازی آلفرد هیچکاک ایرادی هم بگیره، به بن بست می خوره.

 هیچکاک، خالق اثر بی نظیر روانی ( Psycho ) یه کارگردان عشق معما و بازی با مخاطبه که تو فیلمهاش طوری به داستان رازآلودش پایان میده که دود از سر مخاطب بلند میشه. فیلم های زیبایی مثل : سرگیجه ( Vertigo ) ، ام را به نشانه مرگ بگیر (Dial M for Murder )، پنجره پشتی ( Rear Window  ) از بهترین آثار ترسناک و روانشناسانه آلفرد هیچکاکه که همگی فضایی معمایی و پایانی زیبا دارن.

 

دیوید فینچر

 

کریستوفر نولان

 

فیلم هفت ( Se7en ) یکی از برجسته ترین فیلم های معمایی دنیا، ساخته ی دیوید فینچر کارگردان برجسته ایه که با این فیلم نشون داد یکی از اساتید مسلط معماسازی تو ژانر جنائیه. 

این کارگردان معروف آثار زیبایی همچون زودیاک ( Zodiac )، دختر گم شده ( Gone Girl) ، اتاق وحشت ( Panic Room )، دختری با خالکوبی اژدها (  The Girl with the Dragon Tatoo) در ژانر راز آلود و معمایی و دلهره آور تو کارنامه کاری خودش داره که هر کدام به تنهایی، شاهکاری در عرصه سینما به شمار میاد. 

 

دیوید لینچ

 

دیوید لینچ

 

 دیوید لینچ متولد ایالت مونتانا در سال 1977 امریکائه که خیلی زود با ساخت فیلم کله پاک کن ( eraserhead ) که یه فیلم در ژانر وحشته اسمش سر زبانها افتاد. فیلم های ژانر معمایی این کارگردان مانند مخمل آبی ( Blue Velvet ) به نوعی اونو صاحب سبک  نوآر کرد. فیلم بزرگراه گمشده ( Lost Highway )  از آثار برجسته ی این کارگردانه که بیننده همش بین خیال و واقعیت در حال جا به جاییه. در این اثر زیبا، لینچ با مهارت دست در لایه های زیرین مغز می بره تا بفهمه در اونجا چه خبره و با این تکنیک، بیننده را تا آخر فیلم تو فضایی معماگونه غوطه ور می کنه.

جاده مالهالند ( Mulholland Drive ) شاهکار دیگه ای از لینچه که تو ژانر معمایی موفق بوده و به دلیل پایان گیج کنندش و بازی با ذهن مخاطب، بسیار مورد تمجید متقدان سینمایی و تماشاگران قرار گرفته.

 

کریستوفر نولان

 

کریستوفر نولان

 

کریستوفر نولان از فیلم سازان برتر ژانر جنایی – معمایی که آثار با ارزشی چون بیخوابی ( Insomnia) تلقین ( Inception)، میان ستاره ای ( Interstellar ) و ... رو تو کارنامه سینماییش داره و نشون داده که خوب می دونه چطور بدون اضافه کاری و شلوغ بازی فضای معمایی داستان رو به پیش ببره. فیلم ممنتو ( Memento ) بهترین نمونه از فیلم های رازآلود و معماییه که با وجود پیچیدگی های بسیار یه روایت خطی بسیار دیدنی داره.

 

رومن پولانسکی

 

رومن پولانسکی

 

کارگردان، فیلمنامه نویس و هنرپیشه ی فرانسوی – لهستانیه که علاوه بر نامی جاودانه در سینمای جهان، جایزه اسکار هم تو کارنامش داره. فیلم های معروف پولانسکی مثل: بچه رزماری ( Rosemary s Baby ) ؛کشتار (Carnage ) ، دروازه نهم (The  Ninth Gate ) و محله چینی ها ( Chinatown  ) که از آثار برجسته معمایی دنیای سینما هم به شمار میان، از اون جهت که به خوبی با ذهن تماشاچی بازی می کنن و اونها رو مجبور به تحلیل شرایط و وقایع می کنن، خیلی سرگرم کننده و جذابن.

طراحی معما مانند طراحی هر مساله ای، کار سخت و پیچیده ایه که احتیاج به ذکاوت و هوش سرشاری داره. چون طبیعتا طراح معما باید هم به سوال و هم به پاسخ معما فکر کنه. افراد باهوش و نابغه ای که علاقه به طراحی معما دارن، از این نبوغ و ذکاوتشون می تونن تو زمینه های مختلف استفاده کنن، فرقی نمی کنه تو چه رشته ای باشه، نقطه مشترک همه این آدما اینه که به غریزه انسان برای یافتن پاسخ درست سوالا و معماها تکیه می کنن و می دونن معمایی که حل نشه، دلسرد کنندست و قشنگی معما اینه که با همه پیچیدگی هاش، قابل حل باشه. 

معماها هم مثل همه موضوعات دیگه قابل دسته بندیه و معمایی ارزش فکر کردن رو داره که مغز رو به چالش بکشونه و احتیاج به نبوغ نداشته باشه. بر اساس یه باور غلط حل کردن معما، کار سخت و خسته کننده ایه که بیشتر به درد نابغه ها میخوره. چون احتیاج به هوش و ذکاوت خاصی داره که هر کسی ازش برخوردار نیست. ولی در اصل هدف اکثر ما از حل کردن معما، بالابردن توانایی مغزه. بنابراین معمایی که بتونه مهارتهای مغزی ما رو افزایش بده، بسیار با ارزش تر و مهم تره. بنابراین معمای خوب، معماییه که برای حل کردنش به تمرکز و دقت نیاز باشه نه هوش سرشار. 

نکته سنجی و تیز بینی هم مهارتیه که به مرور زمان کسب میشه، حتی میشه با استفاده از تکنیک های مختلف این مهارت رو پرورش بدیم؛ مثلا با حضور تو اتاق های فرار که بر اساس معما و چالش برنامه ریزی شدن، به راحتی میشه فهمید تا چه اندازه مغزمون آمادگی مدیریت شرایط سخت و حل کردن معماهای پیچیده رو داره. 

فقط نکته مهم اینه که از همون اول، با قرار گرفتن تو شرایط واقعی و درست مغزمون رو تو مسیر صحیح قرار بدیم. یعنی از مجموعه هایی کمک بگیریم که در طراحی معماهاشون به نکات اصلی و کلیدی پرورش ذهن توجه داشتن. مجموعه هایی مثل انیگما که معماهاش کاملا اصولی و صحیح طراحی شدن و پیدا کردن پاسخشون احتیاج به سرعت عمل و دقت نظر داره مخصوصا تو اتاق فرار دلاک

از نظر علمی بهترین روش برای قوی کردن عضله های مغز، حل کردن معماست. خوشبختانه معماهای مجموعه انیگما جوری طراحی شدن که هر کدام به نوعی خاص مغز بازیکن رو درگیر می کنن، مثلا معماهای ساده مثل ضربه و تلنگر می مونن که با هر بار حل کردن، سطح هوشیاری و دقت مغز رو بالا می بره و تکرارش کمک می کنه تا مغز توانمند تر عمل کنه. معماهای سخت مثل هالتر عمل می کنه که برای عضله های مغز ضروریه و اونو به فکر وا می داره، در نتیجه اونها رو ورزیده تر می کنه. بعضی معماهای دیگه این مجموعه نه تنها مغز رو به چالش می کشن بلکه اونو تشویق می کنه تا خارج از چهار چوب فکر و حتی عمل کنن که این کار حس خلاقیت بازیکن رو بالا می بره.

علاوه بر این تو طراحی معماهای این مجموعه قطعا به توانایی های بازیکنا توجه شده و سعی شده برای ایجاد حس هیجان و لذت بیشتر، معماهایی طراحی بشن که مهارت های حل مساله بازیکنا رو هم ارتقا بده و با فعال کردن سیستم پاداش مغز، لذت و هیجان حاکم بر فضای بازی رو به میزان قابل توجهی بالا ببره.

همه ما می دونیم مغز انسان این توانایی رو داره که به مرور زمان و با تمرین و ممارست خودش رو ارتقا بده. فقط کافیه تو مسیر درست قرار بگیره تا سیستم پاداش مغز که تو این موقعیت ها حسابی فعال میشه، اثر بخشی رو به میزان قابل توجهی بالا ببره. به همین خاطر مجموعه انیگما تلاش کرده تا با فراهم کردن شرایط درست و اصولی در اتاق فرار، علاوه بر لذت بردن از فضای بازی، امکان ارتقای مهارت های ذهنی را هم برای بازیکنا آماده کنه.

 

منبع: اتاق فرار انیگما

فرم ارسال نظر

لطفا فقط عدد وارد کنید
09120030269 09120036614