داستانهای واقعی از حموم عمومی های قدیم

گرمابه یا همان حمام ایرانی تو دوره ای که حتی ساخت توالت در اروپای قرون وسطی مرسوم نبود، نشانه اهمیت زیاد ایرانیان به پاک کردن تن از ناپاکیها و پلیدیها داشته و علاقه اونها به پاکیزگی را از همون دوران باستان نشون میده. همه ما کم و بیش داستان هایی در مورد حضور اجنه تو حمام های قدیم و خزینه ها شنیدیم، حکایت هایی که به خاطر فضای تاریک و پیچ در پیچ حمام های قدیمی خیلی دور ار ذهن هم نبود.

قطعا نوع معماری ساختمان حمام ها، بخاری که در فضا وجود داشت و پژواک صدا، در بال و پر دادن به این داستان ها نقش اساسی داره. سر در حمام های قدیمی رو با دیو و رستم و یا شیطان و مالک دوزخ؛ نقاشی می کردن، در قسمت زیرین حمام های قدیمی بخشی وجود داشت که بهش "تون حمام" می گفتن و در اون آتش روشن می کردن، بخش رویی هم که بیشتر شبیه سیاه چال و زندان بود، معمولا پر از بخار بود که طبیعتا وجود اشباح و گاه موجوداتی غیر انسانی رو تداعی می کرد.

موضوع حضور جن و پری تو حمام های قدیمی ایرانی، تاریخی نسبتا قدیمی داره، شاید به اندازه طول عمر خود حمام. به همین خاطر بعضیا حتی از رفتن به صحن حمام هم واهمه داشتن، چه برسه داخل دالان ها و خزینه های تاریک. جالب ترین حکایت در مورد افرادی که از حموم رفتن می ترسیدن، بر می گرده به مظفرالدین شاه قاجار که هر وقت هوس حمام به سرش می زد، امیر بهادر جنگ، وزیر دربار رو به حمام می فرستاد تا اجنه رو از اونجا دور کنه. البته اونایی که مثل شاه مملکت وزیر جنگ نداشتن، برای دور کردن اجنه، از جام چهل کلید استفاده می کردن که از برنج ساخته شده بود و دسته ای داشت که اونو سوراخ می کردن و یه سری دعاهای مخصوص رو به خط خوش روی اون می نوشتن.

در هر صورت انگار ارتباط مستقیمی بین جن و حمام های قدیمی وجود داشت، یعنی اولین چیزی که معمولا از خزینه ها و دالان های تو در توی حمام های قدیمی به ذهن میاد، وجود موجوداتی عجیب و غریبیه که هر کسی یه اسمی براش میذاشت. جن ها همیشه پای ثابت ماجرا های حمام های قدیمی، قنات ها و قلعه ها بودن که بعید می دانم این افسانه ها واقعی باشن، ولی داستان های زیادی از اون دوران نقل میشه که همش رو هم نباید به حساب دیدن سایه و توهم باطل گذاشت.

جن در اصل یه لغت عربی به معنی موجود پنهان و نادیدنیه و در فارسی به جاش از لغت پری استفاده می کنن. در باور عامه جن به شکل انسانه که پاهاش مثل بز سم داره، رنگ موهاش بوره که مژه های درازش با مژه انسان فرق داره. این موجود که می تونه به انسان آسیب هم برسونه، تو جاهای ترسناکی مثل حموم های قدیمی، قلعه ها و عمارت های متروک و... زندگی می کنه.

روزگاری بر این باور بودن که جن ها شب ها به حمام میرن و مراسم عروسی و عزای خودشون رو تو حمام برگزار می کنن، به همین خاطر خیلیا از این که شب ها به حمام برن خودداری می کردن. حتی بعضیا عقیده داشتن که جن ها برای اغفال و فریب مردم و کشوندنشون به گرمابه، زودتر از موقع مقرر تو بوق حمام می دمند. واسه همین اگه کسی بنا به هر دلیلی، یه وقتی هم مجبور می شد؛ صبح خیلی زود یا شب هنگام به حمام بره، سعی می کرد خیلی با احتیاط تو حمام قدم برداره و با هر بار آب گرم ریختن روی سر و بدنش یه" بسم الله الرحمن الرحیم" بگه تا هم اجنه رو از خودشون دور کنه و هم آسیبی بهشون نرسونه. البته بیشتر آدما از این می ترسیدن که خدایی نکرده؛ بهانه ای دست جن ها بدن و مثلا بچه هاشونو با آب گرم بسوزونن، که در اون صورت گرفتار عذاب اجنه کافر میشدن. تو این بین عده ای هم معتقد بودن که ذکر" بسم الله "به نوعی دعوت از اجنه ست و باید ذکر رو به صورت کامل بگی تا بتونی از شر اجنه در امان بمونی.

در هر صورت بعید نیست تو دورانی که هنوز برق نبود، مردم هر تاریکی یا سایه ای را به حساب اجنه بذارن. البته آدمایی هم بودن که تخیلات خودشون رو با آب و تاب واسه دیگران تعریف می کردن و از اجنه ای می گفتن که دیدن و تو مراسم عروسیش شرکت کردن. در اون دوران که خبری از فیلم و سینما نبود، این داستان گوییها حکم ژانر وحشت رو داشت که افراد از شنیدنش هم وحشت می کردن و هم لذت می بردن.

در اون زمان ها یه سری  افراد هم برای تجربه حس ترس و هیجان به گرمابه ها می رفتن. واسه اونا گرمابه فقط جایی واسه استحمام نبود، بلکه یه مکان وهم اور و خوفناک بود که خزینه های تنگ و تاریکش حس ترس نفس گیری رو بهشون القا می کرد. ترس لذت بخشی که الان هنگام دیدن فیلم ترسناک به آدم دست میده.

اگه واقعا به شنیدن این جور داستانای ترسناک علاقه دارین و هر چن وقت یه بار پای صحبت مادربزرگا و پدربرگا میشینین تا ماجراهایی از اون دوران براتون تعریف کنن. بهتون پیشنهاد میدم به جای تخیل شرایط ترسناک، به یه مکان واقعی و پر از توهم سر بزنین و حسی دقیقا شبیه به آنچه که تو داستانها شنیدین رو لمس کنین.

اتاق فرار ترسناک با سناریوهای جذابی که روایتگر ترس و دلهره هستن، جوری مخاطب رو جذب می کنن و باعث تحریک حس کنجکاوی و ماجراجویی بازیکنا می شن که همین باعث غوطه ور شدن تو فضای داستان و درگیر شدن با سناریو میشه. البته باید به این نکته توجه داشت، آدمایی که علاقمند به ژانر روح و تسخیر هستن، انقد داستان در این مورد شنیدن که اگه سناریوی اتاق فرار فیک و غیر واقعی به نظر بیاد، از همون اول احساس کسلی و دلسردی می کنن و قطعا از همراهی با جمع لذت نمی برن.

 

اسکیپ روم دلاک

 

اگه جزء آدمای سخت گیری هستین که هر چیزی راضیتون نمی کنه، یه پیشنهاد فوق العاده وجود داره که اصلا قابل قیاس با بقیه اتاق های فرار دیگه نیست. مجموعه انیگما متشکل از یه تیم حرفه ای و زبده تلاش کرده تا از همون اول ماجرا، با یه سناریوی قوی و استخون دار، بازیکنا رو شیفته و شیدای ادامه ماجرا کنه. مجموعه اتاق فرار انیگما برای شما ی پیشنهاد جذاب داره و اونم بازی تو ی فضای 1000 متری گرمابه محسن هست. یعنی شما واقعا وارد ی حمام عمومی قدیمی میشید و این بازی برای گروه هایی با تعداد بالا بی نظیره. اتاق فرار دلاک بزرگترین و پرمعماترین اتاق فرار ایران هست و زمان بازی هم حدود 3 تا 3.5 ساعت هست. وقتشه که برای رفتن به اتاق فرار دلاک که تو سال 1401 تاسیس شده گروهتو باخبر کنی.

خاطره ای که از این اتاق خواهید داشت به اندازه همه داستان های ترسناک مربوط به حمام های قدیمی دلهره آور و هیجان بخشه که به یکی از بهترین تجربه های دور همیتون تبدیل میشه.

 

منبع: اتاق فرار انیگما

09120030269 09120036614