انواع شیطان و محل زندگی آنها

انواع شیطان

 

در دین اسلام شیطان دارای فرزندانی ست که کارشان وسوسه انسان ها و گمراه کردن آنها از مسیر حق و راستی ست. در برخی روایات و منابع دینی تعداد فرزندان شیطان بیست نفر ذکر شده که آگاهی از آنها قطعا خالی از لطف نیست. به همین خاطر ما در مجموعه ی اتاق فرار انیگما تصمیم داریم تا شما رو با نام و نوع فعالیت بعضی از این شیاطین آشنا کنیم:

هفاف : شیطانیه که در بیابان ها انسان رو گمراه می کنه.

لاقیس: نام دختر ابلیسه که زنان را به هم جنس بازی تشویق می کنه.

ولهان: شیطانیه که انسان ها را وسوسه می کنه تا در هنگام وضو نام خدا رو نبرن.

ثبر: این شیطان در زمان وقوع مصیبت انسان را به جزع، ناسپاسی و پاره کردن لباس وسوسه می کنه.

زوال : شیطانی که مردان را به لواط تشویق می کنه.

مطووس: شیطانیه که کارش پراکندن دروغ و خبرهای جعلیه

زها: شیطانیه که مومنان را در خواب آزار میده و آنها را دچار کابوس و خواب های وحشتناک می کنه.

داسم: این شیطان مراقب خانه هاست. درصورتی که کسی در زمان ورود به خانه سلام نکند و یا نام خدا رو نیاورد، این شیطان انقدر آن فرد را وسوسه می کند تا شر و فتنه ای ایجاد کند.

زلنبور: این شیطان مامور وسوسه بازاریهاست و لغویات، قسم دروغ و تعریف دروغ از کالارو بین اونها رواج میده.

خنزب: شیطانیه که بین نمازگزار و نمازش حایل میشه، یعنی مانع حضور قلب در زمان خواندن نماز میشه.

مذهب: شیطانیه که میتونه خودش رو به شکل های مختلف در بیاره ( به جز به صورت پیامبر و وصی او) تا مردم رو به هر وسیله ای که ممکنه گمراه کنه.

مقلاص: شیطانیه که موکل قماره و قمار بازها به دستور اون رفتار می کنن.

ابیض: شیطانیه که انبیا رو وسوسه می کنه و مامور به خشم در آوردن انسان هاست.

اعورا: این شیطان کارش تحریک شهوت در مردها و زنهاست و انسان را وادار به زنا می کنه. 

قنذر: کار این شیطان نظارت بر خانه ی افراده و هر کس چهل روز در خانه طنبور داشته باشه، غیرت رو از اون بر میداره. 

اقبض: شیطانیه که روزی سی عدد تخم میذاره؛ ده عدد در مشرق، ده عدد در مغرب و ده عدد در وسط. از هر تخم هم عده ای از شیاطین، عفریت ها، غول و جن بیرون می آید که همه ی آنها دشمن انسانن.

تمریح: شیطانیه که در آغاز شب بین مغرب و مشرق به وسوسه کردن می پردازه و وقت مردم رو پر می کنه.

قزح: یکی از نام های شیطانه.

زوال: شیطانیه که افراد رو مبتلا به مرض زوال می کنه.

طرطبه: شیطانیه که زنان را به زنا وادار می کنه و هم جنس بازی را بهشون تلقین می کنه.

 

 

شیطان

 

داستان برصیصای عابد

 

در بنی اسرائیل عابدی بود بنام «برصیصا» که مدت درازی از عمر خود را به عبادت و بندگی گذرانیده بود و کار او بجایی رسید که مریضها و دیوانگان به دعای وی بهبودی و شفا پیدا می کردند.اتفاقاً دختری از خانواده ای بزرگ، دیوانه شد و برادرانش او را به نزد همان عابد نامبرده آوردند و خواهر را در محل عبادت عابد گذاشتند و خود برگشتند تا شاید بر اثر دعای او خوب شود.

شیطان از این فرصت استفاده کرده و پیوسته برصیصا را وسوسه نموده و جمال زن را در مقابل وی جلوه می داد. بالاخره عابد نتوانست خود را حفظ کند و با آن زن زنا کرد و زن از آن عابد آبستن شد. برصیصا بر اثر وسوسه های شیطان از ترس آنکه مبادا رسوا شود او را کشت و دفن کرد. شیطان بعد از این پیش آمد به نزد یکی از برادران او رفت و داستان عابد را مفصلاً شرح داد و محل دفن خواهر آنها را نیز نشان داد.

وقتی برادرها از این پیش آمد ناگوار اطلاع یافتند نتیجه این شد که مردم شهر نیز تمامی باخبر باشند و شدند و این خبر به سلطان شهر رسید.

سلطان با عده ای نزد عابد رفت و از جریان جویا شد و برصیصا که چاره ای جز اعتراف نداشت به تمام کردار خود اقرار کرد. پس سلطان دستور اعدام وی را صادر کرد. همین که او را بالای چوبه دار بردند شیطان بصورت مردی بنزدش آمده و گفت: آن کسی که تو را به این ورطه انداخت من بودم اینک اگر نجات می خواهی باید اطاعت مرا بنمائی.

عابد پرسید: چکار باید بکنم؟

شیطان گفت: یک مرتبه مرا سجده کن.

عابد سؤال کرد: در این حال که من بر بالای دار هستم چگونه تو را سجده کنم. شیطان گفت: من به یک اشاره قناعت می کنم. عابد فقط با سر اشاره به سجده کرد و در آخرین لحظات زندگی نسبت به پروردگار جهان کافر شد و پس از چند دقیقه به زندگیش خاتمه دادند.

می گویند خداوند در قرآن در آیه زیر به این داستان اشاره ای می کند: کمثل الشیطان اذ قال للانسان اکفر فلما کفر قال انی بری منک انی اخاف الله رب العالمین.

یعنی: کار آنها همچون شیطان است که به انسان گفت: کافر شو! (تا مشکلات تو را حل کنم)، اما هنگامی که کافر شد گفت: من از تو بیزارم و از خداوندی که پروردگار عالمیان است بیم دارم.

 

شیاطین

 

البته به طور قطع نمی شه تمام روایات و گزارشاتی که در مورد نام و نوع فعالیت این شیاطین بیان شده رو تائید کرد، اما در خصوص این که شیطان مثل رئیس جمهور کشورها دولت و کابینه داره و کارهاش را به کمک اونها انجام میده، شکی وجود نداره. 

در کتاب های دینی اولین اشاره به وجود موجودی مثل شیطان برمی گرده به کتاب زکریا، یکی از بخش های متاخر تنخ و متعلق به دوران هخامنشی. بعد از اون تقریبا در همه ی ادیان به صورت گسترده به این موضوع پرداخته شده که همین امر سبب شد تا در حال حاضر پیروان همه ی ادیان الهی با این موجود شریر و پلید آشنایی نسبی داشته باشن. البته با توجه به جذابیت شیطان و مسائل مربوط به آن، در طول تاریخ این موضوع مورد توجه هنرمندان هم بوده و در گذشته آثار هنری زیادی مانند نقاشی، در این خصوص یافت میشه. شاید دلیل این مدعا که همه ی افراد به نوعی شیطان رو می شناسن هم به این موضوع ربط داشته باشه که افراد از همان دوران کودکی از طریق کتاب های مذهبی، داستان ها، افسانه ها، بازی ها و نقاشی ها به نوعی شیطان و مفهوم شر و پلیدی آشنا میشن. به همین خاطر حتی افرادی هم که به شیطان باور ندارن از کلمه شیطان به عنوان استعاره ای برای تمایل به شر استفاده می کنن.

قطعا شناخت شیطان به عنوان سمبل شر و نادرستی، می تونه برای خیلیها جذاب و دوست داشتنی باشه، ولی بسیاری افراد به شناخت معمولی قانع نشده و تلاش کردن تا با مکاشفه ی مفهوم شیطان، به ابعاد ناشناخته ای از این موجود دست پیدا کنن که کم کم باعث شد تا جریانی به نام شیطان پرستی در تاریخ به وجود بیاد.

البته پدیده ی شیطان پرستی، پدیده ی نوظهوری نیست و تاریخچه ی پیدایش اون رو میشه به قرون اولیه ی پیدایش انسان ربط داد. پیروان این فرقه در اصل به خدایی برای پرستش اعتقاد ندارن و از نظر اونها انسان ها محور و مرکز عالمن. از نظر شیطان پرستان، اصولا شیطان، ساخته و پرداخته ی کلیسا یا روحانیون مذهبیه تا بدین وسیله تمام پلیدیها رو به این موجود ناشناخته نسبت بدن. عموم طرفداران این فرقه ها به جای اطاعت از قوانین الهی و اخلاقی، بر پیشرفت فیزیکی خودشون با با راهنمایی های موجودی مافوق، با قوانین خاصی تمرکز دارن و از باورها و گرایشات ادیان الهی، دوری می کنن و به نوعی شیطان را به جای خدا می پرستن.

باور به این که شر و شیطان به صورت کاملا مستقل می تونه منشا قدرت و اثربخشی در عالم باشه؛ به تدریج به عنوان یک حرکت مکتبی یا فلسفی هواداران خاص خودش را پیدا کرد و باعث شد تا گروه های مختلفی به جای خدا محوری؛ گرایش به خود پرستی پیدا کنن. 

در حال حاضر در دنیا شیطان پرستی شاخه های مختلفی داره و هر شاخه ای از افکار و عقاید مخصوص به خودش پیروی می کنه، ولی در همه ی این گروه ها؛ شیطان به عنوان یه نماد کهنه مورد توجه خاصه و مقدس شمرده میشه. به طور کلی قانون مشترک بین شیطان پرستا اینه که خود شخص در اولویت قرار داره و فعالیت هاشون بیشتر بر این اساس خود محوریه.

از نظر ادیان الهی شیطان پرستی عقیده ی باطلیه که با حیله های مختلف افراد رو فریب میده و تلاش میکنه تا با سحر و جادو، شیطان را به عنوان معبود، مقدس جلوه بده. این مکتب فلسفی که شیطان را یک طرح و الگوی اصلی و قبل از عالم هستی در نظر می گیره کاملا از نظر پیروان ادیان الهی منسوخ و انحرافی به شمار میاد.

 

منبع: اتاق فرار انیگما

فرم ارسال نظر

لطفا فقط عدد وارد کنید

۲ شهریور ۱۴۰۰

ممنونم 🙏👍

09120030269 09120036614